لیست تورها مکان های گردشگری فستیوال آثار یونسکو خرید بلیط هواپیما مقالات آب و هوا

30 مهر 1398

تیم تعیین محتوای اصفهان تور

در 20 کیلومتری شمال شرقی پیرانشهر و بر سر راه پیرانشهر به مهاباد روستای خورینج قرار دارد. رودخانه ذاب به گفته باستان شناسان داخلی و خارجی تمدن باستانی زاموا را شکل داده و از کنار روستای خورینج بانام محلی (ز) یا (زاو) به معنای (زاینده آب) سرچشمه می‌گیرد.

در مجاورت این روستا سنگ‌های بسیار بزرگی با طول 4000 متر و عرض 400 متر قرار دارد که بر روی‌هم انباشته‌شده‌اند و تکان دادن آن‌ها غیرممکن است و با تراش‌های ظریف که دارند هرکدام تصویرگر اشکال اعجازبرانگیزی از حیوانات و اشیای گوناگون بوده و ذهن انسان را به تفکر وا‌می‌دارند.

خورینج (منطقه به رداوی) به معنای پر از سنگ یا به عبارتی پر از سنگ‌های زینتی و افسانه‌‌ای می‌باشد. کهن‌سالان این روستا این‌طور وانمود می‌کنند که خرنج یک منطقه جنگلی بوده و باگذشت زمان و رفت‌وآمد عشایرین به یک‌راه ارتباطی بین پیرانشهر با مهاباد تبدیل‌شده، همچنین با داشتن چشمه‌های آب محل استراحت سیاحان بوده و باگذشت زمان به یک روستای کوچکی تبدیل‌شده و با توسعه به‌صورت این روستا درآمده است.

روستا به همراه این سنگ‌ها میوه‌های متنوعی دارد مانند انجیر زرد یا قرمز یا سیاه،  تمشک قرمز وسیاه، آلبالوی زرد یا قرمز یا سیاه. روستاییان آب شربشان را از مرتفع‌ترین نقطه سنگ‌ها که آب صاف و زلالی دارد تأمین می‌کنند.

تمامی سنگ‌ها نام و نشان خاصی دارند و بر روی قسمت‌هایی از این سنگ‌ها کنده‌‌کاری‌هایی وجود دارد که از دور مانند کتیبه‌های حجاری‌شده‌ از عهد عتیق هستند، مانند: "سی کیل " که سه نوع سنگ مانند سنگ‌قبر و مزارند، "به رده ملا " که میان سنگ‌ها مانند یک روحانی ایستاده، "به رده سوران " سنگ‌هایی که قرمزرنگ‌اند و از دیگر سنگ‌ها متفاوت‌اند، "هه ندو ره شان "سنگ‌هایی سیاه، بسیار محکم و بزرگ‌اند که به گفته روستائیان در طول فصل سال محل امنی برای حیواناتی مانند گرگ – روباه –خرگوش –گربه وحشی و غیره می‌باشند، "به رد به ران " دو سنگی که کمی از رشته سنگ‌های دیگر فاصله‌دارند بسان دو قوچ که از گله گوسفند فاصله گرفتند، "به رد سابات " از قدیم‌الایام و به گفته ساکنین محلی برای استراحت و نشیمن بوده و هست چون کاملاً بر روستا تسلط دارد، "خری میوان " دره‌‌ای است معروف از میان سنگ‌ها که انگور وحشی دارد، "خه و خوش " یعنی خواب خوش و سنگی است به شکل یک ساختمان کوچک برای استراحت با پله و یک پنجره مخصوص، "به رد کوره " سنگی توخالی در کنار جاده ورود به روستا.

"به رد حاجیله " سنگ‌هایی یکه‌تاز و ایستاده که محل و جای مناسبی برای ساختن لانه لک‌لک‌ها می‌باشند، "کانی گولان " سنگ‌های بزرگی با یک چشمه در خود و یک درخت توت بلندقامت کنار چشمه که عمر این درخت به فکر ساکنین روستا نمی‌رسد، "کلکه‌ی میرزا خان " به گفته ساکنین این کلکه (دهی از دهستان‌های ییلاق) منطقه‌‌ای بوده که یک نفر بنام میرزا خان در آن حکومت می‌کرده، "جینگ جینگه " انتهای سنگ‌های خورینج و ابتدای روستای کانی ملا که به گفته ساکنین در آن قبرستانی وجود دارد مربوط به اوایل ورود اسلام.

در نقطه مقابل روستا هم رشته‌کوه‌های بزرگی وجود دارد بانام معتبر خاص خود: "به ردی گویزی " قسمتی از کوه که بلندای خاصی دارد و بر دشت لاجان مسلط می‌باشد، "قلاتی کتکان " مرتفع‌ترین نقطه کوه‌ها که جای حکومت حاکمان بوده، "سپیلکان " ازنظر ظاهری رنگ سفیدی داشته و با بقیه رشته‌کوه‌ها فرق دارد، "خوله ونه و کونه ورچ " انتهای کوه‌های روستای خرنج و ابتدای کوه‌های روستای لیکبن می‌باشد و غاری در آن وجود دارد معروف به لانه خرس، "کانی برایم ره شک " چشمه‌ای است در تابستان محل زندگی عشایران، "کونه پیست " غار کوچکی که ورود به آن سخت ولی به گفته عشایرین در زمان قدیم برای نگهداری لبنیات و پوست دباغی نشده حیوانات و غیره استفاده می‌کردند چون حتی در وسط تابستان هم یخ دارد.

"غه لی کا نه بی " نام حصاری است که فردی ثروتمند به نام کانبی در آن سکونت داشته و محل امنی برای نگهداری اموال و احشام بوده، در پایین این حصار که ورودی به "دولی کونه پیست " می‌باشد "ده راوی روبیان " نام دارد. "گویزان " تعدادی درخت گردوی وحشی با طبیعتی خاص که محل استراحت کوهنوردان و سیاحان می‌باشد، "احمد دولت " نقطه‌ای است که دارای یک چشمه‌ی آب صاف و زلال بوده و تا هفت سال قبل آب آشامیدنی ولوله کشی روستا از آن تأمین می‌شده و در آنجا آبادی وجود داشته است.

لازم به ذکر است در پشت این رشته‌کوه‌ها نقطه‌ای به نام "زندان " مانند دخمه‌ای هم‌سطح زمین با عمق نامعلوم وجود دارد که در آن صدای آب و باد شنیده می‌شود و ورود به آن بسیار سخت و غیرممکن است.

در دامنه تمام این کوه‌ها دشت پهناوری به نام "په لا سا وی " قرار دارد که به گفته ساکنین و کهن‌سالان شهری بوده و اطرافش ازنظر کارشناسان سازمان میراث فرهنگی قدمتی چند هزارساله داشته که دارای چهار تپه باستانی ثبت‌شده به نام‌های: گرده زیوه، گردی پلاساوی، گرد خه زینه، تپه‌ی پشت روستا می‌باشند.

کرپورتر سیاح انگلیسی اولین کسی که به نوشتن افسانه‌های این مکان پرداخته و قصه را در سال 1820 از یک شیخ مسن در بغداد شنیده، به مهاباد آمده ولی به علت برف و سرمای شدید نتوانسته به لاجان سفر کند. او چنین روایت می‌کند: "شیخ تصریح کرد که در مسافتی نه‌چندان دور از دهکده‌ای که خورنج نامیده می‌شود، بقایای یک شهر بزرگ است که در آن تعداد بی‌شماری اشکال سنگی به شکل انسان وجود دارد که در اثر قهر و غضب پروردگار و در مقابل لجاجتشان در رد کردن و نپذیرفتن دین راستین (اسلام) که به‌وسیله محمد آورده شده است، تبدیل به سنگ شده‌اند. وی من را برای پیدا کردن این ویرانه‌های جالب ترغیب کرد و اکنون من جهت کشف حقیقت این افسانه شگفت‌انگیز، در کمتر از سه فرسنگی شرق خورنج هستم؛ که هیچ‌یک از آن‌ها کوچک‌ترین شباهتی به مرد یا زن و یا حتی نشانه‌ای شبیه به آن‌ها ندارند. این سنگ‌ها یک‌چهارم از نصف مایل (200 مترمربع) را پوشانده‌اند؛ و کسی درباره زمان و دلیل تجمع زیاد آن‌ها در این مکان چیزی نمی‌داند. توصیفات جوان کُرد، من را به این نتیجه رساند که این‌ها قبور ساکنان قدیمی ناحیه هستند و از شیوه برافراشتن سنگ‌ها بعید نیست که ارمنی‌های مسیحی باشند که احتمالاً توسط مجاهدان (ترویج‌دهندگان) اولیه اسلامی قتل و عام شده و شهرشان ویران‌شده است؛ بنابراین، محتمل، از آن زمان تا عصر حاضر با افسانه‌هایی همچون افسانه درویش درآمیخته‌اند."

راولینسون با خواندن کتاب کرپورتر به مهاباد رفته و در آنجا داستان‌های گوناگونی می‌شوند و به همراه کاروانی به لاجان سفر می‌کند و در آن مکان قلعه‌ای دست‌ساز می‌یابد و چنین می‌گوید: "قطعه‌سنگ‌های خورنج در سمت شمالی دره لگبین واقع است. بر فراز پشته، قلعه‌ی وسیع و محکمی قرار دارد که قسمت سراشیبی اطرافش را به‌وسیله دیواری از سنگ‌های طبیعی محکم ساخته و در نقاطی که احتمال دسترسی و حمله از مناطق فرودست وجود دارد به‌وسیله دیوارهای حائل تقویت کرده‌اند."

بهمن میرزا کریمی نیز در سال 1314 ش با باستان‌شناس انگلیسی اورل استاین به این منطقه رفته و در مورد آن می‌نویسد: "در کردستان همه‌جا از شهر افسانه‌ای خورنج داستان‌ها شنیده بودیم. شهر خورنج در کنار کوهی واقع‌شده که این کوه تماماً از سنگ است و ارتفاع زیادی هم ندارد ولی قطعات بسیاری از سنگ به‌طور نظم و ترتیب و به‌صورت انسان است مانند این است که از سرتاپای این کوه را انسان چیده‌اند و به‌اندازه‌ای شباهت به انسان دارد که گوئی تمام این کوه را شبیه انسان از سنگ تراشیده‌اند. در داخل کوه اتاق‌هایی به شکل سنگ آن‌ها طبیعی موجود است. عجیب‌تر اینکه این کوه طبیعی و این دخمه‌ها و غارها و این قطعات سنگ‌های شکسته شده به‌اندازه‌ای به منزل و آدمیزاد شباهت دارد که عقل مبهوت می‌شود بچه سان دست قدرت این کوه طبیعی را چنان آماده نموده است."

چندین تپه باستانی اطراف روستا با تاریخ قبل از اسلام، یک کتیبه و همچنین آثار یک دژ محکم کوهستانی نیز توسط سازمان میراث فرهنگی ثبت‌شده‌اند که عبارت‌اند از: پلاساوا "هزاره اول قبل از میلاد - تاریخی - اسلامی "،  قلعه پسوه " پیش‌ازتاریخ -تاریخی - اسلامی "، گرد خزینه "تاریخی - اسلامی "، تپه زیوه "پیش‌ازتاریخ -هزاره اول ق بل از میلاد - اسلامی "، تپه لیکبن "تاریخی - اسلامی "، کتیبه برد مافوره "هزاره اول قبل از میلاد "، قلعه شاه (وشتو) "اوایل هزاره اول قبل از میلاد ".

کلمه‌ی خورنج به زبان کردی به‌جایی که بیشتر شنزار و ماسه‌زار است گفته می‌شود اما گمان می‌رود که کلمه‌ی خورنج نیز یک کلمه باستانی باشد که قبل از اسلام به‌صورت خورنگ بوده و حرف "گ " در جریان حمله اعراب به (ج) تغییریافته است.

کلمه خورنگ از دو بخش خور به معنی خورشید و رنگ به معنی رنگ تشکیل‌شده و تاکنون مشخص نشده این شهر توسط چه کسی ساخته‌شده است.

روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج
روستای خورینج